
اخبار برساد شید ایرانیان
سد ماملو در شهریورماه از مدار خارج خواهد شد. پس از آن، به ترتیب، سدهای لار، لتیان و کرج نیز دیگر توان تامین آب را نخواهند داشت. این هشدار جدی نشان میدهد که ما در مسیر یک بحران تمامعیار آبی هستیم. سال 1401 هم بخش مهمی از آب همدان که از سد اکباتان تامین میشد، همانند آنچه امروز درباره سدهای تهران هشدار داده میشود، به دلیل خشکسالی شدید و کاهش بیسابقه ورودی آب، بهتدریج خالی شد و در نهایت، قادر به تأمین آب شهر نبود. در پی این وضعیت، قطعیهای طولانیمدت آب در همدان رخ داد و تامین آب از طریق تانکر، توزیع آب معدنی، و حتی انتقال اضطراری از سایر استانها در دستور کار قرار گرفت. اما واقعیت فراتر از مداخلات فنی بود: مردم تحت فشار شدید قرار گرفتند، زندگی روزمره مختل شد، سالمندان، کودکان و بیماران در تنگنای جدی قرار گرفتند، و تجربهای تلخ از بحران مدیریتنشده بهجای ماند. امسال برای تهران بسیار محتمل می بینم چنین اتفاقی بیفتد. اگر مردم تهران تمایل دارند، آن سناریوی آخر الزمانی همدان را تجربه نکنند. واقعا باید در مصرف آب صرفه جویی کنند.
دکتر بنفشه زهرایی، استاد مدیریت منابع آب دانشگاه تهران، با هشدار درباره کاهش بیسابقه بارشها و افت شدید ذخایر سدهای تهران، گفت: «برخی سدهای تأمینکننده آب شرب به کف رسیدهاند و آبخوان تهران دیگر کشش تأمین آب بیشتر را ندارد.» او تأکید کرد که اگر مردم بهسرعت در شیوه مصرف خود بازنگری نکنند، سناریوی بحران همدان در تهران تکرار خواهد شد؛ با ابعادی بهمراتب فاجعهبارتر.
دکتر بنفشه زهرایی، استاد مدیریت منابع آب دانشگاه تهران و دبیر پیشین کارگروه ملی سازگاری با کم آبی، در گفت و گویی به درخواست خودش با دکتر محمد فاضلی انجام داد، تا در آن ضمن تشریح وضعیت بحرانی بارش ها و منابع آب در کشور از مردم بخواهند نسبت به صرفه جویی در آب حساسیت و دقت بیشتری نشان دهند. متن این گفت و گو در ادامه می آید: سال جاری، کشور با یکی از بغرنج ترین وضعیتهای بارشی چند دهه اخیر مواجه است. از اواسط دهه ۱۳۷۰، به دنبال افزایش قابل توجه دمای کشور تحت تاثیر پدیده گرمایش جهانی، رژیم بارشها در ایران تغییرات چشمگیری داشته است. نهتنها میزان و تواتر بارشهای کم شدت و پراکنده افزایش یافته، بلکه این بارشها دیگر توانایی تغذیه منابع آب سطحی و زیرزمینی را نیز از دست دادهاند.
برای مثال، در گذشته اگر در تهران بارشی ۱۵ میلیمتری طی یک یا دو روز بهصورت پیوسته رخ میداد، این بارش ضمن ایجاد روانآب، فرصت نفوذ به داخل خاک را پیدا میکرد و میتوانست در تغذیه آبهای سطحی و زیرزمینی نقش داشته باشد. اما اکنون همان ۱۵ میلیمتر بارش، در قالب چند نوبت بارش ۴ تا ۵ میلیمتری و بهصورت پراکنده رخ میدهد که اغلب تنها سطح خاک را مرطوب کرده و در اثر تبخیر از بین میرود؛ بدون آنکه کمکی به تغذیه منابع آبی کند. بنابراین، گرچه جمع بارش سالانه ممکن است مشابه باشد، اما کارایی آن در تأمین منابع آبی به شدت کاهش یافته است.
برای درک بهتر این روند، بررسی آمارهای بارش از سال ۱۳۷۶ تاکنون نشان میدهد که در ۱۹ سال، میانگین بارش کشور کمتر از متوسط درازمدت بوده و تنها در هفت سال، این میزان اندکی از میانگین بلندمدت فراتر رفته است. عدد میانگین درازمدت نیز با اختلاف نظرهایی همراه است، اما اغلب ۲۴۰ میلیمتر بهعنوان میانگین بارش سالانه کشور ذکر میشود؛ عددی که تقریباً معادل یکچهارم میانگین جهانی است.
کشور با ۴۰ درصد کاهش در میانگین بارش نسبت به دوره بلندمدت روبهرو است
رقمی بیسابقه که تمامی استانها را درگیر کرده
در سال جاری، کشور با ۴۰ درصد کاهش در میانگین بارش نسبت به دوره بلندمدت روبهرو است؛ رقمی بیسابقه که تمامی استانها را درگیر کرده است. استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان با کاهش ۷۵ درصدی، در صدر این فهرست قرار دارند. استانهای تهران، سمنان، فارس، کهگیلویه و بویراحمد و یزد نیز با کاهش ۵۰ درصدی روبهرو هستند.
نکته مهم دیگر، نوع بارشهاست: حتی این بارش اندک نیز معمولا بهصورت منقطع، کوتاهمدت و با شدت پایین رخ میدهد که صرفا باعث مرطوب شدن سطح خاک و سپس تبخیر سریع آن میشود. همزمان، افزایش دما ، بهویژه در نواحی مرکزی کشور مانند اصفهان و یزد، شرایط را بحرانیتر کرده است.
برخی سدهایی که تأمینکننده آب شرب هستند، اکنون به کف مخازن خود رسیدهاند
در تهران، که امسال با کاهش ۵۰ درصدی بارش مواجه بوده، وضعیت بهشدت نگرانکننده است
طبیعتا چنین شرایطی، آن هم پس از چندین سال خشکسالی متوالی، موجب افت شدید ذخایر سدهای کشور شده است. برخی سدهایی که تأمینکننده آب شرب هستند، اکنون به کف مخازن خود رسیدهاند. در تهران، که امسال با کاهش ۵۰ درصدی بارش مواجه بوده، وضعیت بهشدت نگرانکننده است.
آب شرب تهران از طریق پنج سد تامین میشود که بخشی از آنها نیز به انتقال آب بینحوضهای متکی هستند: سد طالقان و سد کرج (امیرکبیر) که آب آنها در اصل متعلق به استان البرز است؛ سد لار که آب آن از استان مازندران به تهران منتقل میشود؛ سد لتیان که آبی را که به سمت ورامین و پاکدشت میرفت به تهران منتقل میکند؛ سد ماملو که بخش دیگری از آب تهران را تامین میکند.
تصاویر منتشرشده از وضعیت فعلی سد کرج، وضعیت بحرانی منابع آبی را بهخوبی نشان میدهد
به ترتیب سد ماملو، لار، لتیان و کرج را از دست خواهیم داد
تصاویر منتشرشده از وضعیت فعلی سد کرج، وضعیت بحرانی منابع آبی را بهخوبی نشان میدهد. وزیر نیرو نیز اعلام کردهاند که در صورت تداوم این روند، به ترتیب سدهای ماملو، لار، لتیان و کرج را از دست خواهیم داد.
در شرایط خشکسالی، بیش از ۶۰ درصد آب شرب پایتخت از منابع زیرزمینی تامین میشود
سهم سدها در تامین آب تهران به زیر ۴۰ درصد رسیده
در گذشته، این سدها بیش از ۶۰ درصد آب تهران را تامین میکردند. اما امروزه، در شرایط خشکسالی، بیش از ۶۰ درصد آب شرب پایتخت از منابع زیرزمینی تامین میشود. به این ترتیب، با وجود تمام سرمایهگذاریها و فشارهایی که به استانها و حوضههای مجاور وارد شده، سهم سدها در تأمین آب تهران به زیر ۴۰ درصد رسیده است.
بدیهی است که کاهش توان سدهای تهران برای تأمین آب، در درجه اول ناشی از تغییر اقلیم و تغییر الگوی بارش است. البته عوامل دیگری مانند افزایش جمعیت، مصرف بیرویه، و ضعف در مدیریت منابع آب نیز در تشدید این بحران نقش دارند.
بحران آب تهران؛ افزایش مصرف، کاهش منابع و خطر سناریوی همدان
طی سالهای اخیر، مصرف آب در تهران به طور چشمگیری افزایش یافته است. این افزایش نه تنها ناشی از رشد جمعیت و توسعه شهر تهران است، بلکه گسترش سکونتگاههای اطراف در قالب شهرهای جدید و شهرکهای اقماری نیز نقش مهمی در آن ایفا کردهاند. توسعه شهری در شمال، شرق و غرب تهران، بهویژه ساختوسازهای انبوه و برجسازیها، مصرف آب را در سطح منطقهای بالا برده و فشار بیشتری را بر منابع آبی وارد کرده است.
کاهش آورد این سدها بهطور مستقیم ناشی از تغییر الگوهای اقلیمی است، نه فعالیتهای انسانی در حوزههای بالادست
در عین حال، همزمان با رشد مصرف، به دلیل تغییر اقلیم، میزان ورودی آب به سدهای تهران نیز کاهش یافته است. بهعنوان نمونه، سدهایی مانند لار، که در منطقه پلور پای کوه دماوند است و طالقان و کرج که در نواحی کوهستانی واقع شدهاند و عملا در بالادست آنها توسعه کشاورزی یا برداشتهای اضافی صورت نگرفته، همچنان با کاهش ورودی آب مواجه هستند. این موضوع نشان میدهد که کاهش آورد این سدها بهطور مستقیم ناشی از تغییر الگوهای اقلیمی است،
آبخوان تهران دیگر ظرفیت تأمین آب بیشتر را ندارد
ترکیب این دو عامل ، افزایش مصرف و کاهش ورودی منابع سطحی، منجر به فشار بیسابقهای بر آبهای زیرزمینی شده است. در حال حاضر، با وجود هزینههای قابلتوجه و حفر چاههای جدید، آبخوان تهران دیگر ظرفیت تأمین آب بیشتر را ندارد. حتی اگر چاههای جدید حفر شوند، بهدلیل افت شدید سطح سفره آب زیرزمینی، افزایش محسوس در حجم تأمین آب مشاهده نمیشود.
برای درک بهتر، باید به ارقام رسمی استناد کرد. مصرف روزانه آب تهران حدود ۳ تا ۳.۲ میلیون متر مکعب است، که در طول یک سال به بیش از ۱.۲ میلیارد متر مکعب میرسد. با توجه به کاهش ورودی سدها، سؤال اینجاست که تا چه زمانی این سدها میتوانند به تأمین آب ادامه دهند؟
سد ماملو در شهریورماه از مدار خارج خواهد شد
پس از آن، به ترتیب، سدهای لار، لتیان و کرج نیز دیگر توان تامین آب را نخواهند داشت
در مسیر یک بحران تمامعیار آبی هستیم
بر اساس اظهارات وزیر نیرو، در صورت تداوم وضعیت فعلی، سد ماملو در شهریورماه از مدار خارج خواهد شد. پس از آن، به ترتیب، سدهای لار، لتیان و کرج نیز دیگر توان تامین آب را نخواهند داشت. این هشدار جدی نشان میدهد که ما در مسیر یک بحران تمامعیار آبی هستیم.
تامین آب شهری، به ویژه در چنین شرایطی، بسیار پرهزینه است
فقط برای مدیریت تنش آبی سه شهر در ۲۳ استان کشور، در سال جاری بیش از ۲۸ هزار میلیارد تومان بودجه اضطراری درخواست شده
باید یادآور شد که تامین آب شهری، به ویژه در چنین شرایطی، بسیار پرهزینه است. فقط برای مدیریت تنش آبی سه شهر در ۲۳ استان کشور، در سال جاری بیش از ۲۸ هزار میلیارد تومان بودجه اضطراری درخواست شده است. از این میان، استان تهران با ۴۸۰۰ میلیارد تومان (۴.۸ همت) بیشترین تقاضای بودجه اضطراری را داشته و رکورددار کشور محسوب میشود.
اگر این روند ادامه یابد، خطر بروز سناریویی شبیه به بحران آب همدان در سال ۱۴۰۱ در تهران کاملا محتمل است
اگر این روند ادامه یابد، خطر بروز سناریویی شبیه به بحران آب همدان در سال ۱۴۰۱ در تهران کاملا محتمل است. در آن سال، شهر همدان حدود سه هفته بدون آب لولهکشی بود و تنها از طریق تانکر آبرسانی میشد. با این تفاوت که همدان شهری کوچک است؛ اما اگر چنین بحرانی در تهران رخ دهد، مدیریت آن بسیار دشوارتر خواهد بود.
فاضلی: یکی از انتقادهای همیشگی این است که چرا مسئولان، تجربههای جهانی مانند بحران آب در کیپ تاون آفریقای جنوبی را بررسی نکردهاند؟ شهری که در آستانه رسیدن به «روز صفر» قرار داشت، زمانی که دیگر هیچ آبی برای تأمین شهر باقی نمیماند، اما با آگاهیرسانی دقیق، تعیین شاخصهای هشداردهنده در سطح شهر، و اقدامات مدیریتی از قبیل نصب پرلاتورهای کاهنده مصرف در شیرآلات، توانست از این بحران عبور کند. متاسفانه در کشور ما، هنوز مقاومتهایی نسبت به اطلاعرسانی شفاف و مستقیم به مردم وجود دارد. در حالیکه بارندگی در ایران یکسوم متوسط جهانی است و همان هم بهدلیل تغییر اقلیم دیگر بهصورت بارش برف نیست و به بارانهای پراکنده و کماثر تبدیل شده، همچنان فرهنگ مصرف ما و شیوه اطلاعرسانیمان متناسب با این واقعیت نیست. اکنون زمان آن فرا رسیده که با مردم شفاف صحبت کنیم، راهکارهای فنی و مدیریتی را با مشارکت عمومی اجرا کنیم، و برای عبور از این بحران، از تجربههای موفق جهانی بهره بگیریم، پیش از آنکه تهران نیز به سرنوشت همدان دچار شود. آیا تهران در مسیر تکرار سناریوی همدان است؟



