
مقالات
محدوده سیستان در يکي از مناطق خشک کشور واقعشده است که وضعيت آب آن در شرايط مساعدي قرار ندارد. این منطقه در شمال استان سیستان و بلوچستان در مرز ایران و افغانستان واقعشده است. شهرهای زابل و زهک در این محدوده قرار دارند. تعداد روستاهای این محدوده قابل توجه بوده که در صورت تداوم کم آبی با خطر جدی مواجه خواهد شد.
میزان تخصیص چاه نیمه های سیستان حدود 722 میلیون مترمکعب در سال می باشد و توزیع آن بشرح زیر است:
- میزان شرب شهری (زاهدان و شهرهای سیستان): 62 میلیون مترمکعب
- شرب روستاهای سیستان و افاغنه: 21 میلیون مترمکعب
- صنعت: 40 میلیون مترمکعب
- کشاورزی:حدود 400 میلیون مترمکعب
- زیست محیطی: 60 میلیون مترمکعب
مهمترین منبع آب تعریف شده برای اهداف فوق الذکر از گذشته تا کنون رودخانه هیرمند میباشد.
همانگونه که ذکر شد تامین آب شرب شهرهای منطقه سیستان و کلانشهر زاهدان وابسته به مخازن چاه نیمه های شماره 1، 2، 3 و 4 سیستان می باشد که آب این مخازن توسط رودخانه هیرمند که حوضه آبریز آن در کشور افغانستان واقع گردیده است تامین می گردد. متاسفانه عدم تعهد به مفاد معاهده فوق الذکر از طرف کشور افغانستان، مشکلات عدیده ای را در تامین تخصیص های اختصاص یافته برای چاه نیمه ها بوجود آورده است بطوریکه در حال حاضر علاوه بر ناممکن شدن تامین حقابه کشاورزی اراضی پایاب، تامین آب شرب و بهداشت مردم ساکن در دشت سیستان و بخش های از زاهدان نیز با مشکلات عدیدهای مواجه شده است و برآوردهای شرکت مدیریت منابع آب از ادامه روند حاضر، بیانگر عدم امکان تامین آب مورد نیاز شرب و بهداشت در آینده ای نزدیک است. از اینرو با عنایت به موارد فوق الذکر و در راستای ادامه فعالیت های صورت گرفته برای جبران کمبود مذکور، در راستای طرح موقت و اضطراری تامین بخشی از نیازها توسط آب زیرزمینی از مهمترین مسائل آب در محدوده است.

شکل 1- وضعیت جریان آب در منطقه
بر اساس آمار بلندمدت ایستگاههای بارندگی، میانگین بارش سالیانه محدوده حدود 70 میلیمتر است (). بایستی توجه داشت که این مقدار بارش قابلتوجه نبوده و تغذیه چندانی ازنظر بارندگی وارد آبخوان نمیشود.
علیرغم آنکه بارش چندانی در محدوده صورت نمیگیرد، اما یک پتانسیل قابلتوجه در منطقه نقش تغذیهکنندگی آبرفت سیستان را دارد. رودخانه هیرمند در مرز ایران و افغانستان به دو رودخانه پریان مشترک و سیستان تقسیم میشود که منطقه مابین این دو میتواند بهعنوان یک منطقه پر پتانسیل در نظر گرفته شود. رودخانههای فوق نیز به چند شاخه تقسیم میشوند.
روند کلي جهت جريان آب زيرزميني در محدوده دشت از شرق به سمت غرب و از جنوب شرق به سمت شمال غرب است. جهت بررسي وضعيت کمي منابع آب زيرزميني در محدوده طرح از دادههاي شركت مديريت منابع آب ايران مربوط به محدوده مطالعاتي زابل استفادهشده است. منابع آب زیرزمینی در محدوده زابل شامل تعداد زیادی چاه بهرهبرداری است. بررسي آمارها نشان ميدهد حدود 4200 حلقه چاه در محدوده حفرشده است. مجموع برداشت سالانه در این دشت 48 میلیارد مترمکعب است. درواقع حجم قابلتوجهی از آبخوان زابل برداشت میشود اما متأسفانه این دشت سیستم پایش همچون سایر آبخوانهای کشور ندارد. متوسط عمق اين چاهها حدود 10 متر است که در رده چاههای کمعمق قرار میگیرند. حداکثر عمق چاه حفرشده نیز 50 متر است.همچنین متوسط آبدهی این چاهها پایین و کمتر از چهار لیتر در ثانیه برآورد شده است. بیشترین آبدهی حدود 28 لیتر بر ثانیه اندازهگیری شده است. بررسیها نشان میدهد که متوسط عمق سطح آب در این چاهها برابر با 5 متر است. حداکثر عمق چاه نیز 18 متری بوده است. متوسط شوری آب این چاهها حدود 3800 میکروموس بر سانتیمتر و میانگین دمای آب حدود 20 درجه سانتیگراد است. در برخی مواقع شوری آب به کمتر از 1000 میکروموس بر سانتیمتر نیز میرسد. پراکنش چاهها نشان میدهد که در سالهای مختلف چاهها در تمام وسعت دشت حفرشدهاند و منطقه جدیدی اضافه نشده است.
پتانسیل در ارتفاعات غرب دشت زابل با این محدوده متفاوت است. بهطورکلی میتوان اظهار نمود که بخش اعظم آب رودخانه و مسیلهای سیلابی و فصلی در ارتفاعات و قبل از رسیدن به دشت زابل به سبب نفوذناپذیر بودن اکثر سنگهای تشکیلدهنده بخش کوهستانی یعنی در سطح جریان مییابد. در دشت موردنظر، بر اساس میزان نفوذپذیری میتوان رسوبات کواترنر را به سه گروه تقسیم نمود.
رسوبات نفوذپذیر: شامل رسوبات جوان حمل شده توسط رودخانهها، رسوبات پادگانهای دانهدرشت و واریزههای تحکیم نیافتهای است که با رسوبات دانهریز آببندی نشدهاند بنابراین نفوذپذیری بالایی دارند و در بستر و حاشیه رودخانهها و تراسهای آبرفتی قرار دارند.
رسوبات کم نفوذپذیر: از مخلوط رس، سیلت و ماسه یا رس، سیلت و واریزههای حاصل از تخریب سازندهای سخت رسوبی و آذرین تشکیل میگردد و در سطح دشت پراکندهاند.
رسوبات تقریباً نفوذناپذیر: که از انواع رسها تشکیل شدهاند.
میزان اهمیت سه گروه یاد شده در رابطه با آبهای زیرزمینی قطعاً به موقعیت، گسترش و ضخامت آنها نیز بستگی دارد. مثلاً رسوبات پادگانهای که بهطورکلی نفوذپذیر در نظر گرفته میشوند، در مناطقی که سطح آنها پوشیده از مواد ریزدانه رسی- سیلتی است، نفوذپذیری چندانی نشان نمیدهد.
با توجه به شرایط کلی هیدروژئولوژی و زمینشناسی محدوده مورد نظر برخی از نواحی پتانسیل ذخیره آب را دارا میباشند. بهعنوانمثال رسوبات Qal و Qt2 پتانسیل ذخیره آب را دارند. درمجموع با توجه به پتانسیل محدوده و همچنین شرایط تبخیر، ذخیرهسازی آب در آبرفتهای منطقه هرچند بهصورت پراکنده، ازنظر ایجاد منبعی جهت مصارف موردتوجه است. بایستی به این موضوع توجه شود که در بسیاری از آبراههها، علیرغم خشک بودن سطح رودخانه، آب زیرسطحی جریان داشته و با مهار میتوان به منابع قابلتوجهی دستیافت.

شکل 2- موقعیت محدوده مورد بررسی

شکل 3- وضعیت روستاهای محدوده

شکل 4- وضعیت بارندگی محدوده (میلیمتر در سال)

شکل 5- موقعیت چاههای بهره برداری منطقه

شکل 6- پتانسیل منطقه از نظر آبزمین شناسی
در مطالعات قبلی وزارت نیرو، دشت سیستان، تاکنون فاقد آبخوان و پتانسیل آبهای زیرزمینی قابل اهمیت عنوان شده بود. عدم وجود چاه در باند مرکزی دشت زابل به دلیل وجود ماسه بادیهای منطقه است که عملاً حفر و نگهداری چاه را با مشکل مواجه کرده است. این مسئله با استفاده از نقشههای دیگر نیز کنترل شد. از نظر زمینشناسی و هیدروژئولوژی اختلافی مابین آبخوان زیر ماسهبادیها و بخشهای شمالی و جنوبی آن که در حال حاضر دارای چاه است وجود ندارد. شرایط زمینشناسی و ژئوفیزیکی نیز این مسئله را تائید میکند. لذا محدوده ماسهبادیها که یک باند حداقل دو (در نواحی مرزی) و پنج کیلومتری در بیش از 30 کیلومتر است بهنوعی دستنخورده باقیمانده است. این مسئله در طول سالیان متوالی به همین منوال باقیمانده است. وجود چاههای آبدار در مرز این ماسهبادیها نیز همین مسئله را تائید میکند. لذا بایستی بهنوعی این مسئله را در مطالعات و عملیات آتی مدنظر قرارداد. به دلیل تغذیه اندک ناشی از مقدار بارندگی کم و عدم اطمینان از تداوم آبدهی رودخانه هیرمند، توان واقعی آبخوان جهت برداشت بالا، چندان زیاد نیست. اما با توجه به شرایط فوق اضطراری زابل میتوان از آبخوان برداشت نمود. طبیعتاً این برداشت مدتزمان زیادی پایدار نخواهد بود و این مسئله موقت و جهت رفع بحران است. در واقع بایستی با استراتژی منطقی از سایر پتانسیلها نیز استفاده نمود و برداشتی کمتر از توان حداکثر آبخوان سیستان انجام داد تا سالهای بیشتری از این آبخوان استفاده نمود. حفر چاههای شبه فلمن در حاشیه ماسه بادی و کالکتورهای جمع کننده افقی آن به سمت بخش زیرین ماسه بادی ها پیشنهاد می شود. لزوم ایجاد شبکه پیزومتری جهت پایش آبخوان بسیار ضروری است. در طی فاصله آمار برداری دور دوم و سوم که حدود 8 سال است، آبدهی چاهها از نصف نیز کمتر شده است. بنابراین با فرض ادامه روند فوق از سال 1398 تا سال 1402 که حدود 4 سال است، احتمالاً آبدهی چاههای فعلی کمتر نیز شده است. مضافاً بر اینکه طی دو سال اخیر، ورودی تغذیه آبخوان یعنی رودخانه هیرمند نیز فاقد آب بوده است. مجموع آب قابل استحصال از منطقه بر اساس چاههای حفر شده تاکنون 100 لیتر بر ثانیه است. همچنین مناطق اکتشاف نشده نیز حداقل همین میزان پتانسیل را دارند.

شکل 7- محدوده مستعد زابل و توانایی استحصال

8- مرز ماسه بادی و آبخوان فعلی سیستان (مناطق زیرماسه بادی ها مستعد هستند)
دشت میل نادر-بندان در يکي از مناطق خشک کشور واقعشده است که به دلیل کمبود بارندگی، پتانسیل کلی آب این منطقه در شرايط پر آب قرار نداشته و لذا این دشت نیز مورد توجه جدی قرار نگرفته بود. این دشت در شمال استان سیستان و بلوچستان و محدوده بین زابل و استان خراسان جنوبی قرار گرفته است. شکل (1-1) و شکل (1-2). روستاهای میل نادر در جنوب شرق و بندان در شمال غرب در حدود کلی این دشت قرار دارند. مساحت محدوده مطالعاتی بندان در هر دو استان حدود 148 کیلومترمربع است. دشت میل نادر –بندان نیز همچون دشت سیستان، تاکنون فاقد آبخوان و پتانسیل آبهای زیرزمینی عنوان شده بود. در محدوده بندان یک آبراهه خشک در مرز شمالی دشت قرار دارد که جهت جریان آن از شمال غرب به سمت جنوب شرق است. ورودی آبراهه سیلابی بندان به گود بیدک وارد میشود. همچنین دریاچه هامون در بخش انتهایی محدوده مطالعاتی بندان قرار دارد. تراز آب زیرزمینی آبخوان اکتشافی میل نادر – بندان به نحوی است که نشانگر جهت جریان از سمت شمال غرب به سمت جنوب شرق است. این جریان با مفهوم هیدروژئولوژی منطقه نیز تطابق دارد. متوسط ضریب قابلیت انتقال برای محدوده بر اساس آزمونهای صورت گرفته تاکنون حدود 500 متر بر روز برآورد می شود. البته در برخی از مناطق این مقدار به بیش از 1000 متر بر روز نیز می رسد. بر اساس حفاری های فعلی و ژئوفیزیکهای صورت گرفته، شرایط ضخامت آبرفت، ضخامت آبخوان و نیز شرایط زمین شناسی و آبدهی چاهها می توان استدلال نمود که بخش مرز جنوبی و جنوب شرقی محدوده را می توان توسعه داد. آبدهی چاههای حفر شده، خوشبختانه قابل توجه بوده است. چاههای نیمه جنوبی آبخوان از شرایط افت بهتری در مقایسه با چاههای نیمه شمالی برخوردارند که امیدواری و لزوم ادامه حفاری ها به سمت جنوب شرق را نشان می دهد. همچنین این مسئله در نسبت دبی به افت چاههای فوق نیز دیده میشود.
میزان ضخامت اشباع بدست آمده تاکنون با توجه به شرایط کمآبی منطقه، بسیار قابلتوجه و امیدبخش است. در مجموع بایستی آبخوان را به دو نیمه از نظر ضخامت منطقه اشباع تقسیم کرد که نیمه شمالی ضخامت کمتر و نیمه جنوبی ضخامت بیشتر دارند. در مجموع با توجه به شرایط سنگ کف و عمق برخورد به آب بایستی عنوان کرد که در حالت استاتیک متوسط ضخامت مفید اشباع آبخوان اکتشاف شده میل نادر – بندان در دامنه 65 تا 75 متر برآورد شده است.
متوسط عمق برخورد به آب زیرزمینی در محدوده حدود 70 متر است. از نظر عمق برخورد به آب زیرزمینی، آبخوان را میتوان به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم بندی کرد. نیمه شمالی دارای عمق برخورد به آب زیرزمینی بیشتر و نیمه جنوبی دارای عمق برخورد به آب زیرزمینی کمتر است. با توجه به شرایط آبدهی در صورت تداوم آن، می توان امید داشت که به طور متوسط به ازای هر یک از چاههای حفر شده تاکنون در محدوده مورد اکتشاف، حدود یک میلیون متر مکعب در سال می توان آب استحصال نمود. در واقع با عملیات اکتشافی که تاکنون صورت گرفته، مجموعاً 450 لیتر بر ثانیه معادل حدود 15 میلیون متر مکعب بر سال بدون در نظر گرفتن شرایط آتی آبخوان و در شرایط اضطرار می توان برداشت نمود. همچنین برای محدوده ادامه جنوبی آبخوان، پتانسیل حداقل 3 میلیون متر مکعب در سال برآورد می شود.

شکل 9- محدوده مستعد میل نادر بندان و توانایی استحصال

شکل 10- پتانسیل آبدهی چاه در میل نادر

شکل 11- محدوده مستعد سفید آبه و توانایی استحصال

شکل 12- یکی از مناطق مستعد سدزیرزمینی در ارتفاعات غربی محدوده
منطقه شیله و حرمک در جنوب محدوده واقع شده است. ارتفاعات غربی این محدوده را تغذیه می کنند. طی دو سال احخیر حفاری هایی در این محدوده انجام شده است. کیفیت آب در منطقه شیله نسبت به سایر مناطق بدتر است. منطقه حرمک دارای یک آبخوان نسبی است. آب خروجی این آبخوان تبخیر شده و یا وارد افغانستان می شود. از شرق به غرب کیفیت آب در منطقه بهتر می شود. این محدوده در نزدیکی مسیر انتقال آب زابل به زهدان قرار دارد. در ارتفاعات غربی پتانسیل احداث سدهای زیرسطحی نیز وجود دارد. این مسئله مخصوصاً در محدوده خروجی بلوچ آب بسیار مستعد است.

شکل 13- محدوده مستعد شیله حرمک و توانایی استحصال
محدوده سیستان به دلیل برخورداری از آب هیرمند طی سالیان متمادی، از نظر شناسایی آبهای زیرزمینی مورد توجه نبوده است. در حال حاضر و با توجه به عدم ورود آب به هیرمند به منطقه، نیاز به شناسایی اضطراری و برداشت از آبخوان های فوق تا حل شدن موضوع تامین آب در منطقه است. بر این اساس مناطق مستعد در محدوده که برخی از آنها عملیات اکتشافی طی دو سال اخیر داشته و برخی نداشته اند در این نوشتار ارائه شده است. بر این اساس حدود 1200 الی 1300 لیتر بر ثانیه معادل 40 الی 43 میلیون مترمکعب در سال منطقه پتانسیل برداشت دارد.

شکل 14- پتانسیل برداشت در منطقه

