
اخبار برساد شید ایرانیان
میركمبر اسطوره مردانگی و غیرت بلوچ
۱۴۰۴ دی ۵, جمعه
میر كمبر فرزند سلیمان یكی از دلاوران و مبارزان منطقه بنت شهرستان نیكشهر بود كه به اتفاق شماری از جوانان این منطقه در درگیری با زورگویان و ظالمان بخاطر نجات مردم منطقه در محلی به نام سدیج مهمدان به شهادت رسید.
ایرج افشار سیستانی در كتاب 'بلوچستان و تمدن دیرینه آن' داستان میركمبر را در صفحه 392 توضیح داده است:
«در روستای دهان از توابع بخش بنت شهرستان نیكشهر مردی به نام سلیمان زندگی می كرد او فرزندی به نام كمبر داشت. كمبر از بچگی جسور، دلیر و مهربان بود. چون به سن جوانی رسید خصلت انسان دوستی، آزادگی و مهربانی او مشهود شده و مردم به وی دلبستگی و ایمان پیدا كردند. كمبر همیشه طرفدار و حامی فقرا و مردم بی بضاعت بود و درغم و شادی آنان نیز شریك بود.
در این هنگام بلوچستان تحت نظر دولت انگلیس اداره می شد و شخصی به نام مهراب، سردار سراوان بود و سرپرستی فوجی را كه زیر نظر دولت انگلیس خدمت می كرد نیز برعهد داشت.»
وقتی كه مهراب و تفنگچیانش به حوالی بنت آمدند و روستای ملوران را غارت كردند و تعدادی از دختران و زنان آن روستا را نیز اسیر كردند، اهالی روستای مذكور نزد كمبر رفتند و از او كمك خواستند. كمبر بر آن شد تا به جنگ مهراب برود و ضمن پس گرفتن اسراء وی را نیز گوشمالی سختی بدهد.
كمبر عده ای از جوانان و نزدیكان خود را مسلح ساخت و آماده مبارزه با قوای خائن مهراب شد و پس از فارغ شدن از كار تجهیز جوانان به خانه رفت تا با پدر و مادرش خداحافظی كند والدینش به او گفتند كه تا دختران و زنان اسیر روستا را پس نگرفتی و قوای مهراب را تار و مار ننمودی به منزل باز نگرد.
كمبر با افراد رزمنده خود به تعقیب مهراب پرداخت و در محلی به نام سدیج راه را بر قوای مهراب بست و به او پیغام داد كه باید همه اسیران و هرچه به همراه آنان به غارت برده است مسترد نماید. مهراب دچار ترس و دلهره شد و پاسخ داد كه حاضر است غنایم را با او تقسیم نماید و چندین تن از دختران را به او پس دهد ولی كمبر این پیشنهاد را نپذیرفت.
در این هنگام مهراب با لحن غرور آمیزی از او می پرسد
اِی كی اِنت منی راهی سرا
گوشتی اِی كمبر اِنت و بَزّكار
كه ترجمه فارسی آن چنین است «این چه كسی است كه بر سر راه من است و كمبر جواب میدهد كه این كمبر مظلوم و ضعیف است».
مهراب كه از دلاوریهای كمبر آگاه است دوباره میگوید:
گوشتی كَمبر، بَزكارء نهن
بنت و دهانی واجهن
ترجمه فارسی آن چنین است «گفت: كمبر فردی مظلوم و ضعیف نیست، بلكه او سردار مردم دهان و بنت است.»
میركمبر به او میگوید كه تمام اسرا را زود پس دهد، اما مهراب از این كار امتناع میورزد و به میركمبر پیشنهاد میكند كه اسرا را نصف كنند و نیمی از اسرا از آن او و بقیه مال میركمبر باشد. میر كمبر با شنیدن این حرف به جوش میآید و میگوید:
زانان كه بندیگنت تئی
بله مات و گهارن كُل منی
ترجمه فارسی: «من میدانم كه این افراد در دست تو اسیر هستند ولی همه آنان مادران و خواهران من هستند».
جنگ بین دو طرف آغاز می شود نیروهای میركمبر به قوای مهراب تلفات زیاد وارد می كنند و موفق شدند زنان و دختران اسیر را از صحنه نبرد خارج كنند و به همراه یكی از جنگجویان به ملوران باز گردانند.
نبرد همچنان ادامه داشت كه باران شدیدی باریدن گرفت و به علت مرطوب شدن سلاح های باروتی كمبر و یارانش مبارزه را با شمشیر ادامه دادند در این هنگام یك نفر از سربازان مهراب به غاری پنا برد تا از ریزش باران در امان باشد چون باران بند آمد سرباز مذكور از غار خارج شد و كمبر را كه سرگرم نبرد بود مورد هدف سلاح خود قرار داد و او را از پای درآورد. در نتیجه سپاه مهراب از كشته شدن كمبر به وجد آمدند و بر قوای كمبر یورش بردند جنگجویان كمبر با این كه دلیرانه جنگیدند، با شجاعت كامل به شهادت رسیدند.
از آن پس آوازه دلاور مردی و ایثار و شجاعت میركمبر در تمام بلوچستان پیچید و مردم او را ستایش می كردند.
مقبره میر كمبر اسطوره حماسه ساز بلوچستان در شهر بنت شهرستان نیكشهر مسیر ارتباطی بنت به دهان است.
شهرداری بنت با همكاری شورای اسلامی این شهر ضمن تهیه و نصب مجسمه میركمبر در میدان شهر بنت این میدان را به نام میركمبر نامگذاری كردند.
این مجسمه چندی پیش با حضور دكتر باقر كرد معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار سیستان و بلوچستان رونمایی میدان میركمبر مورد بهره برداری قرار گرفت.
رستم كریمی نژاد- خبرنگار ایرنا در نیكشهر
ایرج افشار سیستانی در كتاب 'بلوچستان و تمدن دیرینه آن' داستان میركمبر را در صفحه 392 توضیح داده است:
«در روستای دهان از توابع بخش بنت شهرستان نیكشهر مردی به نام سلیمان زندگی می كرد او فرزندی به نام كمبر داشت. كمبر از بچگی جسور، دلیر و مهربان بود. چون به سن جوانی رسید خصلت انسان دوستی، آزادگی و مهربانی او مشهود شده و مردم به وی دلبستگی و ایمان پیدا كردند. كمبر همیشه طرفدار و حامی فقرا و مردم بی بضاعت بود و درغم و شادی آنان نیز شریك بود.
در این هنگام بلوچستان تحت نظر دولت انگلیس اداره می شد و شخصی به نام مهراب، سردار سراوان بود و سرپرستی فوجی را كه زیر نظر دولت انگلیس خدمت می كرد نیز برعهد داشت.»
وقتی كه مهراب و تفنگچیانش به حوالی بنت آمدند و روستای ملوران را غارت كردند و تعدادی از دختران و زنان آن روستا را نیز اسیر كردند، اهالی روستای مذكور نزد كمبر رفتند و از او كمك خواستند. كمبر بر آن شد تا به جنگ مهراب برود و ضمن پس گرفتن اسراء وی را نیز گوشمالی سختی بدهد.
كمبر عده ای از جوانان و نزدیكان خود را مسلح ساخت و آماده مبارزه با قوای خائن مهراب شد و پس از فارغ شدن از كار تجهیز جوانان به خانه رفت تا با پدر و مادرش خداحافظی كند والدینش به او گفتند كه تا دختران و زنان اسیر روستا را پس نگرفتی و قوای مهراب را تار و مار ننمودی به منزل باز نگرد.
كمبر با افراد رزمنده خود به تعقیب مهراب پرداخت و در محلی به نام سدیج راه را بر قوای مهراب بست و به او پیغام داد كه باید همه اسیران و هرچه به همراه آنان به غارت برده است مسترد نماید. مهراب دچار ترس و دلهره شد و پاسخ داد كه حاضر است غنایم را با او تقسیم نماید و چندین تن از دختران را به او پس دهد ولی كمبر این پیشنهاد را نپذیرفت.
در این هنگام مهراب با لحن غرور آمیزی از او می پرسد
اِی كی اِنت منی راهی سرا
گوشتی اِی كمبر اِنت و بَزّكار
كه ترجمه فارسی آن چنین است «این چه كسی است كه بر سر راه من است و كمبر جواب میدهد كه این كمبر مظلوم و ضعیف است».
مهراب كه از دلاوریهای كمبر آگاه است دوباره میگوید:
گوشتی كَمبر، بَزكارء نهن
بنت و دهانی واجهن
ترجمه فارسی آن چنین است «گفت: كمبر فردی مظلوم و ضعیف نیست، بلكه او سردار مردم دهان و بنت است.»
میركمبر به او میگوید كه تمام اسرا را زود پس دهد، اما مهراب از این كار امتناع میورزد و به میركمبر پیشنهاد میكند كه اسرا را نصف كنند و نیمی از اسرا از آن او و بقیه مال میركمبر باشد. میر كمبر با شنیدن این حرف به جوش میآید و میگوید:
زانان كه بندیگنت تئی
بله مات و گهارن كُل منی
ترجمه فارسی: «من میدانم كه این افراد در دست تو اسیر هستند ولی همه آنان مادران و خواهران من هستند».
جنگ بین دو طرف آغاز می شود نیروهای میركمبر به قوای مهراب تلفات زیاد وارد می كنند و موفق شدند زنان و دختران اسیر را از صحنه نبرد خارج كنند و به همراه یكی از جنگجویان به ملوران باز گردانند.
نبرد همچنان ادامه داشت كه باران شدیدی باریدن گرفت و به علت مرطوب شدن سلاح های باروتی كمبر و یارانش مبارزه را با شمشیر ادامه دادند در این هنگام یك نفر از سربازان مهراب به غاری پنا برد تا از ریزش باران در امان باشد چون باران بند آمد سرباز مذكور از غار خارج شد و كمبر را كه سرگرم نبرد بود مورد هدف سلاح خود قرار داد و او را از پای درآورد. در نتیجه سپاه مهراب از كشته شدن كمبر به وجد آمدند و بر قوای كمبر یورش بردند جنگجویان كمبر با این كه دلیرانه جنگیدند، با شجاعت كامل به شهادت رسیدند.
از آن پس آوازه دلاور مردی و ایثار و شجاعت میركمبر در تمام بلوچستان پیچید و مردم او را ستایش می كردند.
مقبره میر كمبر اسطوره حماسه ساز بلوچستان در شهر بنت شهرستان نیكشهر مسیر ارتباطی بنت به دهان است.
شهرداری بنت با همكاری شورای اسلامی این شهر ضمن تهیه و نصب مجسمه میركمبر در میدان شهر بنت این میدان را به نام میركمبر نامگذاری كردند.
این مجسمه چندی پیش با حضور دكتر باقر كرد معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار سیستان و بلوچستان رونمایی میدان میركمبر مورد بهره برداری قرار گرفت.
رستم كریمی نژاد- خبرنگار ایرنا در نیكشهر
۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه
20 بازدید
تصمیم جنجالی بغداد درباره گاز ایران
بر اساس گزارش شبکه آمریکایی CNBC، دولت عراق تعهد تازهای را مطرح کرده که بر مبنای آن باید تا سال ۲۰۲۸ واردات گاز از ایران را ـ که سالانه ارزشی معادل چهار میلیارد دلار دارد ـ متوقف کند.

۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه
19 بازدید
امضای تفاهم نامه ریلی ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان برای توسعه کریدور شمال- جنوب
تهران- ایرنا- مدیران عامل راهآهن جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان و فدراسیون روسیه، در حاشیه هشتاد و سومین اجلاس شورای حمل و نقلی کشورهای مشترک المنافع، تفاهمنامهای برای ایجاد همکاری بلندمدت و سودمند امضا کردند.

۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه
21 بازدید
خشک شدن ذخایر آبی اروپا
دانشمندن دانشگاه کالج لندن (UCL) دریافتند: بخشهای بزرگی از جنوب اروپا با پیامدهای بسیار "گسترده"، در حال خشک شدن است.

